بررسي روند انتخابات دهم تا به اينجا ما را
به اين حقيقت رهنمون ميشود که انتخابات به دو راهي سرنوشتساز هاشميسم - احمدينژاد
رسيده است.
در هيچ يک از ادوار قبلي انتخابات اين چنين
عرصه سياسي کشور لخت و عريان نبوده است.
ظريفي ميگفت:
کانديداهاي شاخص انتخابات دهم عبارتند از:
1. ميرحسين موسوي هاشميپناه
2. شيخ مهدي کروبي هاشمينسب
3. محسن رضايي هاشميپرست
4. محمود احمدينژاد
در واقع سه گزينه اول ما را کمپينگ هاشمي و
سردار سازندگي هدايت ميکند و گزينه چهارم ما را شايد به بهشت موعود نرساند ولي
حداقل تا اين لحظه مطمئنيم که راه اين کمپينگ از راه هاشميان جداست.
مگر کسي پيچ و مهره مخش تاپ داشته باشد که
باور کند خيلي اتفاقي و از سر اختلاف سليقه دبيرکل کارگزاران سازندگي رئيس ستاد
کروبي ميشود و عطاالله مهاجراني سوگل دولت سازندگي و عيال وطنياش به صورت اتفاقي
سر از ستاد کروبي در ميآورند و به صورت اتفاقي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام و حلقه
اقتصاديون اين مجمع دولت در سايه رضايي را تشکيل ميدهند
قصه ميرحسين نيز که قصه پردرد گفتمان عدالت
است!
نميدانيم مير حسين با کدام تشويقي وارد اين
گود شد و خود را سخنگوي بيجيره و مواجب هاشميان کرد خدا کند که اجر مادي اين حراج
معنوي را دريافت کرده باشد و گر نه خسر الدنيا و الاخره خواهد شد.
ديگر وقتي ميرحسين سخن از مستضعف و کاخنشين
ميکند حالم خراب ميشود - نوعي سر گيجه مزمن!
انگار شيپور بزرگي را بياورند کنار گوشم و
يک آدم نکره از آنهايي که براي تشويق سرخابيها به استاديوم ميروند در آن بدمد!
آخر ميرحسيني که در دولت اصلاحات و سازندگي
که سردمدار کاخنشيني مديران و اشرافيت دولتي بودهاند دوخط مقاله در نقد کاخنشيني
و مذمت آن ننوشته يک دفعه به نمايندگي از طرف دوهزار مدير اصلاحات و سازندگي وسط
دعوايي که اصلا به او ربطي ندارد، آمده و يقه احمدينژاد را گرفته و فحش آبدار ميدهد!
و انتظاردارد که عوامي چون حقير هم باور
کنيم که اين سيد عزيز به خاطر خدا درگير اين دعوا شده!
آقا جان!
باور ميکنيم!
اين خصلت ماندگار و زيرکانه هاشمي است که
هنر استفاده از مهرههاي سوخته را خوب بلد است.
هاشمي با همين ذکاوتش صندلي رياستجمهوري را
از زير پاي ناطقنوري کشيد و خاتمي را بر روي آن نشاند.
بيچاره نوچههاي مشارکتي! که گمان ميکردند
خاتمي در جهت خلاف هاشمي است. و چنان جو گير شدند که آن بازيها را در آوردند.
اما امروز گمان حقير اين است که همهچيز
روشن است.
مردم بايد خود را آماده کنند تا يکبار و
براي هميشه بين فرهنگ هاشميسم و احمدينژاد يکي را انتخاب کنند. و به اين جنگ
احزاب ساختگي و بيريشه که به نهايت ابتذال رسيده خاتمه دهند.
تا او چه خواهد...
والسلام