فاطمه رجبي - مناظرههاي بدون حضور احمدينژاد، جز يك طنز منزجر و غيرعقلاني نيست. «نان به هم قرضدادن» و «حاج آقا»، «مهندس» و «دكتر» گفتن، تاييد و تمجيد يكديگر نمودن و ترجيعبند مشترك قرار دادن، هر سه نفر «فحش» و «اتهام» و «دروغپردازي» به نفر غايب – احمدينژاد ...
چند ماه نامزدهاي رياستجمهوري و عقبه مافياييشان
فرياد زدند مناظره! يعني با دستي يا انباني پر از برنامه، طرح، سند، مدرك و
استدلال منطقي درست و راست و البته اخلاقي و ديني در برابر احمدينژاد حاضر خواهند
شد. و باز البته با پروندهاي پاك از مفاسد اقتصادي، سياسي و وجودي مستقل و بدون
تداركات مافيايي!
اينك چند مناظره انجام گرفته است اما:
1. مناظرههاي بدون حضور احمدينژاد، جز يك
طنز منزجر و غيرعقلاني نيست. «نان به هم قرضدادن» و «حاج آقا»، «مهندس» و «دكتر»
گفتن، تاييد و تمجيد يكديگر نمودن و ترجيعبند مشترك قرار دادن، هر سه نفر «فحش» و
«اتهام» و «دروغپردازي» به نفر غايب – احمدينژاد – بدون دليل و وجه و اين همه را
«قوي»بودن، «برنامهداشتن» و «مدير و مدبر»بودن، ژنرال پرآوازه بودن، يار امام
و بچه لوس امام بودن و ... همه اين برنامههاي مضحك گرديده است.
2. در مناظره موسوي و احمدينژاد، لكنت زبان
موسوي در برابر افشاي مافيا و اشاره ناچيز به عقبه مالي تبليغات و تندروي و رفتار
غيراسلامي مديريت 8ساله او موجب صدور فرمان 8مادهاي امام شد، بيانگر تمام توان و
منطق و راستگويي و صحت و سلامت و استقلال و علاقه امام به موسوي بود! علاوه بر آن
مدرك پرفسوري همسرش ميزان قانونگرايي، عدم رانتخواري، ضدتبعيض بودن و دوري از
فساد وي و خانوادهاش را اعلان داشت. آيا در آن مناظره موسوي مدير قوي و با برنامه
كه مانند دو نامزد ديگر همراه با نظر آمريكا و اسرائيل براي تغيير و هركس جز احمدينژاد
آمده است، پاسخي داشت؟
3. كروبي طبق معمول گذشته با انباني از
تخريبهاي روزنامهاي در طول 4سال به عرصه آمد، البته اين كار همان برنامه موسوي
بود كه نه حرفي جديد داشت و نه ادعايي تازه. جالب است كه كروبي پاسخ به پرسش احمدينژاد
درباره منزلش را جلسه بعد و در يك نوشته داد، آيا هر فرد از ميزان دارايي خود، آن
هم طبق ادعا تنها يك خانه و از آن خانه هم سهدانگ اطلاع ذهني ندارد كه بايد در
جلسه بعد و با يك نوشته مكتوب آن را اعلان نمايد؟ اين ملت ميشنود، ميبيند و خلاف
تصور اصلاحطلبي برانداز ميفهمد.
4. موسوي كه توسط بنگاههاي ماليسياسي
مافيا با پيامكهاي تلفني به عنوان معلم اخلاق، وقار و متانت ترويج شد و اين همه
به دليل نداشتن پاسخ و شرمندگي از افشاي منابع حمايتي او بود، در مناظره ديشب،
«انسانيت» را لگدمال نمود، چه رسد به «اسلاميت» و چه رسد به «اخلاق»، «انصاف» يا
هر واژهاي كه به «انسان» مربوط ميشود!
آيا انقلاب مخلمي «سبز» با اراذل و اوباش سبزبند
و سبزپوش، هتاك و فحاش خياباني چنين «دوپينگي» را به موسوي تزريق كرده است يا
دستور يا آموزهاي جديد به او رسيده است؟!
5. نشان دادن مدرك تخلف و تقلب همسر موسوي
در فتنه عمر و عاصي مافياگران ميشود، «ناموس»! آيا احمدينژاد عكسي از آلبوم
خانوادگي موسوي ارايه داد يا خداي نكرده به حريم خصوصي او وارد شد؟! اگر قانون،
عقل، منطق، راستي و درستي حكم ميكند تخلف، تقلب، تبعيض، رانتجويي يا هر مقوله
ديگر رايج در حاكميت 27ساله حاكمان در صورتي كه به زن و دختر فرد برگردد بشود
«ناموس»، در ادبيات، فرهنگ و تمدن ايران و ايراني بايد فاتحه خواند. آيا طبق احاديث
نداريم كه «اميرمؤمنان نسبت به امانت گرفتن يك گردنبند توسط دخترش، پس از اطلاع خشمگين
گرديد و فرمود: اگر آن را پس نياورده بود و امانت نگرفته بود او را مجازات ميكردم»!؟
آيا اين رانتجويي را اميرمؤمنان با حربه عمروعاصي «ناموس» خواند و بر آن سرپوش
گذارد و لابد با اين استدلال و منطق و فتنهگري ميزان وسيع اخلاق و عفت و حيا و...
فائزه هاشمي هم در واژه «ناموس» ميگنجد!
سؤال ديگر اين كه آيا تصويري كه در مدركِ
نشانداده، وجود داشت، از حجابي كمتر از حجاب واقعي همسر موسوي برخوردار بود؟ همان
حجابي كه او را همراه موسوي در ميان صدها اراذل و اوباش حاضر ميكند؟! آيا اين
«ناموس» مانند كمونيستها و منافقان در اوايل انقلاب دست در دست همسرش به ابراز
احساسات و نمايشهاي تبليغاتي در ميان همان مردان! نميپردازد؟! اخلاق و فرهنگ
ناموسپروري از ديد اصلاحطلبي برانداز و دينستيز و اخلاقسوز و در صندوقچه فتنه
مافياگران پيشي گرفته از عمر و عاص چه معنايي دارد؟
6. امشب مناظره احمدينژاد و رضايي است.
رضايي در برنامهاي با غياب احمدينژاد از روي لطف و اخلاق و آقايي! فرمود: مناظره
موسوي و احمدينژاد، مناقشه بود، نه مناظره! يعني اين فرد اهل «مناقشه» نيست. اما اولا
اين آقاي عالم سياستمدار اقتصاددان، خيلي غربي (با نگاه و تاكيد بر اقتصاد و
سياست غرب به سركردگي امريكا) و نظامي يكشبه رجل سياسيشده نميداند مناظره تمجيد
و مجيزخواني يكديگر و فحش و تخريب عليه احمدينژاد نيست!
ثانيا بايد امشب را ديد آيا اين آقاي لبه
پرتگاهي و آقاي ضدمناقشه باز هم به همان ادعاي پيشين پايبند است؟! يا اين كه آن
ادعا يك دروغ بزرگ در جهت احياي و ابقاي مافيا است؟! هر چند كه در همان مناظره
رضايي و موسوي، خلاف قانون و خلاف جوانمردي عليه احمدينژاد تخريب كردند.
7. در مناظره امشب يك برگ برنده بزرگ در دست
نماينده واقعي ملت – احمدينژاد – است، علاوه بر همه برگهاي برنده او عليه
مافياگران و آن فرار آقازاده رضايي، پناهندگي وي به امريكا، همراهي و همكاري با «سيا»
و گفتوگوي ضدانقلابي با راديو تلويزيونهاي امريكا و بالاخره زندگي چندساله در
امريكا و سپس «بازگشت مفتخرانه آقازاده به ايران» بدون هرگونه دستگيري و محاكمه؟! ميباشد!
بالاتر از آن اين كه طبق اخبار منتشره مشغول به كار شدن آقازاده خوشنام و خوشعمل
در مجمع تشخيص مصلحت و باز طبق اخبار فرار مجدد وي و...
8. دروغگو خواندن احمدينژاد از سوي
نامزدهاي هاشمي و فحاشي بيشرمانه موسوي عليه رئيسجمهور قانوني و مورد محبوبيت بيمانند
در ميان ملت تصوير نامبارك خشونت و انسانستيزي و ضديت با مليت و كشور و قانون به
عنوان ماهيت و محتواي اصلاحطلبي برانداز. اين رفتار «رضاخاني» يادآور نطق ننگين
«محمدرضا» عليه «ملت و روحانيت» در سال 41 بود. علت بزرگ و اساسي اين مساله آن
است كه رضايي كروبي و موسوي در پي آنند تا با اصرار بر دروغگو خواندن رئيسجمهور
و ارايه آمار و ارقام جعلي با فحاشي نامسلمانانه «دفاعي ناجوانمردانه از هاشمي
رفسنجاني و حلقههاي وابسته به او» به عمل آورند. يعني وقتي احمدينژاد در ارايه
آمارها دروغگو است، پس واقعيت غارت و چپاول ملي و ملت و كشور توسط «آقاها و
آقازادههاي مافيايي» دروغ است! واقعيتي كه دو قلم افتخارآميز آن براي موسوي به
خصوص رشوهخواري چند ميلياردي مهدي هاشمي است. همان كسي كه همراه با خواهران و
برادرهايش در ستاد موسوي جزو وارستگان! هستند! اما اين راست بزرگ در رفراندومهاي
اصفهان، تبريز، اروميه و امروز در تهران و دو روز ديگر در شهرهاي ديگر تاييد ميشود.
راستي كه يك ملت در سالهاي گذشته و سالهاي آتي به آن اذعان دارد.
اف بر قدرتپرستي، اف بر قدرتپرستي
مزدورانه، آن هم با دفاع ناجوانمردانه از مفاسد مالي و سياسي مافياگران.