توهمات يك دانشجوي بسيجي غرب‌زده
تا چه هنگام به مسؤوليت خود بي‌تفاوت خواهيد ماند؟
پایگاه خبـری انصارنیوز

با دقيق‌شدن بر پيام رهبري مي‌فهميم كه جهادي را كه رهبري بر عهده جنبش دانشجويي به عنوان جزئي از كل روشنفكران جهان اسلام نه جهاد نظامي بلكه جهاد رسانه‌اي است.


تا چه هنگام به مسؤوليت خود بي‌تفاوت خواهيد ماند؟
رهبري انقلاب در اين پيام چه وظيفه‌اي را بر عهده دانشجويان به عنوان بدنه اصلي روشنفكران جهان اسلام گذارده‌اند؟ منظور از «به هر نحو ممكن» در اين پيام چيست؟ آيا فقط منظور از جهاد، جهاد مسلحانه است؟



مادامی که صهیونیست‌ها در منطقه خاورمیانه حضور دارند با دو وضعیت مواجهیم :

1.  وضعیت قرمز

2.  وضعیت بحران

جنگ ۳۳ روزه و وضعيت امروز غزه دو نمونه از وضعيت بحران در چند سال گذشته است.

از تجمعات اكثرا بي‌هدف و بدون استراتژي مشخص با بار مخرب سياسي بسيج دانشجويي در جلوي سفارتخانه‌ها كه بگذريم، حدودا يك روز و نيم در تجمع مهرآباد حاضر بودم و وقتی جمعیت بی‌هدف و رها شده به حال خود را می‌دیدم٬ با خود فکر می‌کردم که اگر احیانا با اعزام این جمعیت در جنگ ۳۳ روزه به لبنان موافقت می‌شد، چه فاجعه و شکست دیپلماتیک بزرگی برای دیپلماسی جمهوری اسلامی رخ می‌داد و چگونه این جمعیت نا آشنا به جغرافیایي منطقه، اصول اوليه نظامي و شرایط سياسي، فرهنگي لبنان، آرایش سیستماتیک حزب‌الله در جنگ را به هم می‌ریخت و مقدمات حذف حزب‌الله از عرصه سیاسی٬ نظامی لبنان و منطقه را رقم می‌زد و باعث انفعال دیپلماسی قدرتمند امروز جمهوری اسلامی در سطح منطقه و جهان می‌شد.

اعزام این جمعیت به غزه با شرايط خاص فلسطين و جغرافياي آن نیز که برای خود داستان دیگری است كه حوصله‌اي براي شرح آن نيست .

كافي است به اين اشاره كنم كه شايد نيمي از دوستان كه بعضا آتش‌شان از همه تندتر بود و از ديوار سفارتخانه‌ها بالا رفتند و لحظه شماري مي‌كردند براي حضور در غزه از مرز لبنان!‌ هنوز فرق كرانه باختري و نوار غزه و سرزمين‌هاي اشغالي ۱۹۴۸ و ۱۹۶۷ را نمي‌دانند.

شايد بعضي از دوستان با خواندن سطور بالا رگ گردنشان متورم شود و يا بر بنده خرده بگيرند و براي اينجانب طلب عفو و مغفرت از جانب درگاه الهي كنند كه مگر تو دستور صريح رهبري را مبني بر جهاد با صهيونيست‌ها نشنيدي؟! و يا ژست روشنفكرانه بگيرند كه اين اقدام يك اقدام سمبليك بود براي اينكه توجه رسانه‌ها به حاضر در صحنه بودن ما جلب شود.

در جواب اين دوستان بايد عرض كنم كه اگر از انعكاس حداقلي اين جريانات در داخل كشور بگذريم (خدا پدر خبرگزاري فارس را بيامرزد) اين جريان هيچ انعكاسي حتي در حد رسانه‌هاي كشورهاي دوست نيز نداشت. اگر بوده به ما هم بگوييد تا خوشحال شويم.

امروز هم شاهديم كه با گذشت ۱۰ روز از جنايات غزه و علي‌رغم افزايش حملات صهيونيست‌ها٬ اين تجمعات٬ با فروكش كردن و خالي‌شدن احساسات رو به سردي گذاشته و حداكثر با دادن يك بيانيه به كار خود پايان داده .

در جواب دوستان گروه اول هم عرض مي‌كنم كه به فرض هم اگر رهبري فرمان جهاد نظامي با صهيونيست‌ها را خطاب به نيروهاي داخل كشور صادر كردند، آنقدر نيروي آموزش‌ديده و نظامي در داخل كشور هست كه نيازي به چند عدد دانشجوي بي‌تجربه در امور نظامي براي جهاد مسلحانه باشد.

اما مسؤوليت جنبش دانشجويي در اين مورد چيست؟

و جنبش دانشجويي چه كاري را در اين زمينه انجام داده است؟

 

به فراز مهم پيام رهبري رجوع مي‌كنيم تا اين مسؤوليت را بهتر دريابيم :

«سؤال من از رسانه‌ها و روشنفكران جهان اسلام و به ويژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسؤوليت رسانه‌اي و روشنفكري خود بي‌تفاوت خواهيد ماند؟ آيا سازمان‌هاي حقوق بشر رسواي غرب و شوراي به اصطلاح امنيت سازمان ملل بيش از اين هم ممكن است رسوا شوند؟

همه مجاهدان فلسطين و همه مومنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بي‌دفاع غزه‌اند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهيد است.»

 

سوال :

رهبري انقلاب در اين پيام چه وظيفه‌اي را بر عهده دانشجويان به عنوان بدنه اصلي روشنفكران جهان اسلام گذارده‌اند؟

منظور از «به هر نحو ممكن» در اين پيام چيست؟ آيا فقط منظور از جهاد، جهاد مسلحانه است؟

 

با دقيق‌شدن بر پيام رهبري مي‌فهميم كه جهادي را كه رهبري بر عهده جنبش دانشجويي به عنوان جزئي از كل روشنفكران جهان اسلام نه جهاد نظامي بلكه جهاد رسانه‌اي است.

جنبش دانشجويي متعهد به عنوان مدعي اطاعت محض از فرامين رهبري، در گذشته و در حالت وضعيت قرمز چه كارهاي قابل ذكري را در عرصه جنگ رسانه‌اي با صهيونيسم و عمال آنها در كشورهاي عربي انجام داده و چه ارتباطاتي را در عرصه برقراي ارتباط با نيروها و رسانه‌هاي متعهد روشنفكر جهان عرب برقرار كرده؟

امروز كه در وضعيت بحران به سر مي‌بريم و با توجه به اشاره مستقیم رهبري و رسالتي كه ايشان بر عهده جنبش دانشجويي به عنوان بدنه اصلي روشنفكري متعهد در عرصه جهاد رسانه‌اي گذاشته‌اند، چه كار قابل ذكري در اين چند روز جز ايجاد چند وبلاگ آنهم به زبان فارسي و داغ‌كردن آنها در سايت اپوزوسيونر بالاترين با كامنت‌هايي سرشار از توهين انجام شده؟

بدون هيچ‌گونه حرف اضافه‌اي مطلب را با اين جمله از پيام رهبري به پايان مي‌برم :

تا چه هنگام به مسؤوليت رسانه‌اي و روشنفكري خود بي‌تفاوت خواهيد ماند؟



 



ارسال برای دوست       چاپ این صفحــه