داستان کوتاه کوتاه – عرق طیب

دوشنبه، 4 مرداد 1389
انصارنیوز


پایگاه خبـری انصارنیوز




نفس در سینه سترگش فرو رفته بود و شبنم عرق، سیاهی صورتش را جلا داده بود.

استاد وارد کلاس شد و در حین حضور و غیاب، موضوع تحقیق بچه ها را می پرسید. نقش دانشجویان؛ نقش استاد؛ نقش روحانیت؛ نقش صنعت؛ نقش مصباح؛ نقش انصار حزب الله؛ نقش خیال.

نوبت که به او رسید، استاد گفت: طیب؟

دستش را بالا برد و گفت: نقش عرق خورها.

 

ذالنون اشمر



ارسال برای دوست       چاپ این صفحــه