جوادنعيمي - مي دانيم
كه ادبيات و هنر به دليل رويكرد غيرمستقيمي كه به مسايل دارند، از گيرايي، جذابيت
و تأثيرگذاري بيشتري هم برخوردارند.
داستان كوتاه و رمان
از تأثيرگذارترين قالبهاي ادبي به شمار مي روند. قابل توجه است كه خداوند نيز در
كتاب آسماني قرآن كه براي هدايت مردم فرو فرستاده شده، به نوعي از قصه و داستان
بهره گرفته است.
اساساً ادبيات را
آيينه تمام نماي ملتها مي دانند. بنابراين، داستان و رمان مي تواند در بازتابش
فرهنگ عمومي جامعه، نقشي بسيار مهم و ارزشمندي را ايفا كند و انديشه ها، باورها و
عملكردهاي ملتها را به يكديگر بنماياند.
بديهي است، آفرينش
داستان كوتاه خوب و رمان پركشش و تأثيرگذار، به سختكوشي و تلاش نويسندگان بستگي
دارد و اين كه آنان دغدغه نان و آب و مانند اينها را نداشته باشند. پس، براي
مددرساني به خلق آثار برجسته و مفيد، بايد به حمايتهاي مادي و معنوي قصه پردازان و
رمان نويسان پرداخت. همچنين، وجود يك جريان سالم نقد در جامعه بويژه رسانه ها- كه
سره و ناسره، خوب، بد و متوسط را از هم جدا و متمايز سازد، مي تواند در كاهش آثار
متوسط يا بد مؤثر باشد. رفع مشكلات مربوط به توزيع و پخش كتاب نيز يكي ديگر از
عوامل مؤثر به شمار مي رود.
چنانكه حساسيت ذائقه
اي ادبي مردم براي گزينش آثار خوب نيز در اين زمينه نقش مهمي دارد بر اين اساس،
ناشران محترم بايد بيشتر به ارايه آثاري بپردازند كه ذوق خوانندگان را به سوي رشد
و اعتلا رهنمون باشند.
توجه جدي تر دستگاهها
و مسؤولان فرهنگي به مقوله كتاب بويژه آثار داستاني، وجود زمينه هاي لازم براي
تشويق و ترغيب پديدآورندگان آثار خوب و خوانندگان به گزين و خوب خوان، همين طور
اصلاح ديد كلي و عمومي جامعه نسبت به مسأله كميت و كيفيت يعني برخورد آماري نداشتن
صرف با قضاياي فرهنگي، از جمله عواملي هستند كه مي توانند به خلق آثار برجسته و
ماندگار كمك كنند.
متأسفانه، گروهي از
داستانها و داستان نويسان رويكردي عامه پسند دارند و كمتر به ارتقاي سطح دانش و
بينش خواننده مي انديشند. چنانكه برخي كتابخوانان نيز از اين آسيب به دور نمانده
اند. يك بررسي اجمالي در ميان مراجعان به كتابخانه هاي عمومي، نشانگر اين نكته است
كه گروه عمده اي از آنان را - پس از مطالعه كنندگان كتابهاي درسي و كمك درسي- رمان
خوانان تشكيل مي دهند و هم اين گروه بيشتر در جستجوي آثار درجه چندم هستند؛ يعني
از رمانهاي برجسته به لحاظ ادبي يا محتوايي كمتر استقبال مي شود و بيشتر اين
مراجعان در پي رمانهايي با مضمون عاشقانه يا به اصطلاح برخي از آنان خانوادگي؛
بوده و كمتر به رمانهاي اجتماعي، آرماني و هدف گرا روي مي آورند!
بر اين اساس، اشاره
كرديم كه ارايه آثار ضعيف- چه از نظر قالب و چه از نظر محتوا و مفهوم و پيام- علاوه
بر برخوردار نبودن از كيفيت و در نتيجه نداشتن بازده مطلوب، ذائقه ادبي مردم را در
سطحي نازل نگه مي دارد و موجب ركود و تنزل سطح آثار هنري و خوب مي شود. اين جاست
كه مي بينيم ميزان داستانها و رمانهاي پرمحتوا، ارزشي و حتي ادبي صرف، نسبت به
ميزان آثار به اصطلاح بازاري، پايين است. به عبارتي، توجه به شمارگان عنوانهاي
كتابها به جاي توجه به پيام و محتوا، يا توجه نكردن به كيفيت در برابر توجه و اهميت
دادن به كميت، نه در كوتاه مدت و نه در درازمدت، به سود جامعه داستاني كشور نيست! و
اين نكته را مي توان يكي از ضعفهاي داستان نويسي يا داستان نويسان دوره اخير تلقي
كرد.
البته، در زمينه وضعيت
داستان نويسي، بايد اذعان كرد كه در كارهاي منتشر شده در اين سالها، رگه هايي
ارزشمند و پيشرفت نسبي داستان نويسي را شاهديم. اما اين حركت و روند كه لازم است،
هنوز كافي نيست! شايد در عرصه داستان كوتاه وضعيت كمي بهتر باشد، اما در زمينه
رمان، به جز معدودي از آثار، كارهاي پرمايه، عميق، تأثيرگذار، محتواگرا و ارزشي،
كم داريم. در زمينه هاي ديني و اجتماعي مثل تبيين فرهنگ اسلام، انقلاب اسلامي و
ارزشهاي معنوي، هنوز جاي كارهاي زيادي خالي است كه اميد مي رود نويسندگان گرانمايه
ما، بيشتر به اين مقوله ها بپردازند و در اين زمينه ها كارهاي ماندگار و برجسته اي
خلق كنند.
نكته ديگري هم كه
پرداختن به آن ضروري مي نمايد، چگونگي و ميزان حمايت نهادهاي مربوط، از داستان
نويسان جوان است كه به نظر مي رسد در اين زمينه نيازمند يك برنامه ريزي حساب شده و
سنجيده هستيم. براي مثال، سياست خريد بخشي از آثار نو قلمها و جوانان تازه كار كه
جسته و گريخته، به وسيله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صورت گرفته، بايد با برنامه
اي مدون و جامع و فراگير تداوم يابد و چنين حمايتهايي به شكل گسترده از نويسندگان
جوان صورت بگيرد.
تلاش براي كشف نيروها
و نويسندگان برجسته نيز نيازمند حركتي پويا، پيوسته و پردامنه است. البته، در اين
راه بايد به بهره گيري از راه كارهايي انديشيده شود كه اولاً گسترده باشند، ثانياً
سامان يافته، ثالثاً مداوم. تا برآيند كار يعني كشف نيروها به گونه اي نيكو انجام
پذيرد. بايد توجه داشت، پس از كشف اين استعدادها بايد برنامه هاي مدوني براي رشد،
پرورش و به بهره رساني هر چه بيشتر آنها، وجود داشته باشد.
ديگر آن كه بايد
خاطرنشان ساخت، چرخه پخش و توزيع كتاب، بسيار با اهميت تر از نشر، به معناي چاپ يك
اثر است. مهم نيست كتابي چاپ شود، مهم اين است كه درست و با برنامه پخش شود و به
آساني و گستردگي به دست علاقه مندان برسد. متأسفانه در اين زمينه مشكلاتي وجود
دارد كه رفع آنها، تدبير و همت و تلاش و توان مسؤولان فرهنگي، ناشران و نويسندگان
و به طور كلي همگان را طلب مي كند...
باري، سعي در از ميان
برداشتن موانع گوناگون براي رشد و اعتلاي داستان نويسي، مي تواند كمك مؤثري به حفظ
و نشر والايي ها، ارزشها، كرامتها، ايثارها و معنويت گرايي هاي فردي و اجتماعي
ميهن اسلامي ما را عهده دار شود.
در كدام قالب همانند
داستان و رمان، مي توان پيامهايي همچون ميهن دوستي، خداپرستي، مهرورزي، كمك به
همنوع، مفاهيم والايي همچون ايثار و شهادت، فرهنگ معناگرا، تعادل فردي و اجتماعي،
عدالت طلبي، حق محوري، امر به معروف و نهي از منكر، روابط سالم اجتماعي، مسايل
ارزشي و انقلابي، دشمن شناسي، مقابله با ترفندهاي استعماري، خودآگاهي و شكوفايي و...
را به روشني و زيبايي و تأثيرگذاري، طرح و تبيين كرد و جاودانه ساخت؟
هم از اين روي، بر اين
باوريم كه جاذبه جادويي داستاني و گيرايي و نفوذ و غيرمستقيم گويي آن، قادر است
بسياري از مسايل را به خوبي و زيبايي، در جان و روان خواننده جايگزين سازد. بنابراين
هر گاه به اين قالب مؤثر، بيشتر انديشيده شود و موانع و مشكلات داستان نويسي - كه
به پاره اي از آنها اشاره شد- برطرف شوند و نويسندگان ما با بصيرت بيشتري به
فعاليت در اين گستره بپردازند، مي توان از داستان و رمان، همچون آيينه اي صاف و
روشن، براي بازتاباندن و تجلي فرهنگ عمومي كشور و رشد و شكوفايي و پويايي و
بالندگي آن بهره گرفت و مي توان داستان و رمان را به جايگاه و منزلت والاي خود،
نزديك و نزديكتر ساخت و از اين قالب زيبا و والا براي اعتلاي حق و استقرار عدل و
نهادينه كردن راستي ها، درستي ها و زيبايي ها به شايستگي بهره مند شد.